سفارش تبلیغ
صبا

قالب وبلاگ

هاست لینوکس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ


سه شنبه 94/1/25
ن : سید ابراهیم آل رضا نظرات ()

یادداشتی برای آغاز فعالیت نشریه جنوب وطن

کلمات کلیدی :

گاهی وقت ها فکر می کنم تعدد نشریات، روزنامه ها و کلیه مکتوباتی که وظیفه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی دارند خوب نیست. آخر در این اوضاع وانفسا، فراوانی همه چیز آدم را آزار می دهد. روی هر چیزی که دست بگذاری تکراری است، باید آنقدر بگردی تا آنچه می خواهی را پیدا کنی. هر چه می خواهد باشد از هر صنفی که فکرش را بکنید. اما وقتی بیشتر در اوضاع و احوال اطرافم می نگرم و از دو مؤلفه تفکر و تعمق مدد می جویم در می یابم که در میان انبوه اتفاقات ناخوشایند روزگار و خزان امید، هنوز روزنه ای از حیات وجود دارد و با رویش دوباره جوانه های خشکیده، روح در کالبد ساقه های زخم خورده قدیمی جریان می یابد و زنگار از دل اندیشمندان پاک فطرت بر می دارد.

رویشی از جنس تفکرات عمیق اندیشمندان، فرهیختگان و نخبگان خوزی که برخاسته از میان مردمان خونگرم دیار خاکند و قلبشان برای احیای فرهنگ غنی اسلامی و اجتماع ایرانی می تپد.

جنوب وطن(خوزستان) پاره تن وطن است. جنوب وطن گذرگاه بهشت است، صراط خاک است به افلاک. با این تفاسیر کار سخت و واژه ها برای توصیف سر تعظیم فرو می آورند، شاید با خود می گویند باید کلماتی ساخته شود تا برازنده تن ملول خوزستان باشد، کلماتی برای پوشش زخم ها و دردهای کهنه.   

 در تعریفی ساده و عامیانه جنوب وطن(نشریه) رویش جان است در وجود خسته خوزستان و زایش دوباره مهر است در حریم خوبان.

 


نشریه جنوب وطن




چهارشنبه 93/11/22
ن : سید ابراهیم آل رضا نظرات ()

دردنوشت

کلمات کلیدی :

 

زمانی مشکل مردم ما آب گرفتگی معابر و خیابانها و منازل بود. به جای اینکه شرکت آب و فاضلاب مشکل را مرتفع کند مردم خود دست به کار می شدند و به هر طریقی بود مانع ورود آب به منازلشان می شدند.

یادم می آید تمام محله ما زیر آب می رفت و ما مجبور بودیم خانه را ترک کنیم و به منزل پدربزرگ برویم. این مشکل در زمستان ها که باران شدت می گرفت همه ساله اتفاق می افتاد، ما وقتی دیدیم که دولت کاری برایمان نمی کند خود دست به کار شدیم و ورودی منزلمان سدی آجری درست کردیم و ورودی هر اتاق نیز. رفت و آمد خیلی برایمان سخت شد اما توانستیم جلوی سیلاب را به منزل بگیریم. بعدها وضعمان که بهتر شد خانه را کوبیدیم و در سطح بالاتری درست کردیم، نه تنها ما بلکه همه همسایگان ما مبادرت به این کار کردند. هنوز در برخی نقاط شهر اهواز این خانه ها وجود دارند، خانه هایی که برای ورود به آنها باید  قدری سختی متحمل شوی تا بتوانی ورود کنی!دردنوشت

نکته جالب اینجاست که وقتی مردم بعد از تحمل سالها سختی متحمل هزینه های فراوان شدند مشکل فاضلاب تا حدی حل شد و کمتر دچار مشکل می شوند. حالا اما فکر می کنم نباید منتظر دولت بنشینیم و دست روی دست بگذاریم تا ببینیم در کوتاه مدت کاری می کنند یا نه، بلکه باید همانند گذشته خودکفا باشیم و هزینه پرداخت کنیم. یعنی بخش اعظمی از هزینه های دولت را از جیبمان پرداخت کنیم تا بتوانیم زندگی کنیم. هم من و هم همه مردم استانم از این موضوع تکراری خاک که سالهاست دامن گیرمان شده و امروز به عنوان ریزگرد از آن یاد می کنیم خسته ایم. سال هاست صبح تا عصر زندگی در ما جریان ندارد و شبها نبض زندگی تپیدن می یابد، خلاصه اوضاعمان وخیم گزارش می شود! هزینه های زندگی مان هم که ده برابر شده است و هیچ کسی هم خود را مسول جبران این همه خسارت نمی داند. به نظر باید حرکتی مردمی انجام شود، نمی دانم نهادی تشکیل شود. خاک، آب نیست که در ورودی منزلمان جلویش را به وسیله سد مسدود کنیم. خاک...آب نیست که فقط پایمان را در آن بگذاریم و چند ساعتی را به خاطر بودن پاهایمان در آن درد بکشیم. خاک، خاک است. سرشار از آلودگی های زیست محیطی و عامل انتقال بیماری از کشوری به کشور دیگر از شهری به شهر دیگر!
حالا چه می کنید می مانید یا می روید؟ اگر قصد ماندن دارید عیبی ندارد بمانید، تا سال ها زندگی تان همین هست که هست. ماسک نمی دهند شیر هم توزیع نمی شود صدا و سیما هم پوشش نمی دهد مسوولین هم محافظه کاری می کنند.


انتخاب با شماست.خدانگه دارتان

 

امضا:
سید ابراهیم آل رضا
بیست و دوم بهمن ماه نود و سه

لینک مطلب در پایگاه خبری تحلیلی ارزشمند شـــوشــان 

لینک مطلب در پایگاه خبری عصر ما




یکشنبه 93/11/19
ن : سید ابراهیم آل رضا نظرات ()

دوبیتی خاکی!

کلمات کلیدی :

دیشب ز رسانه ای شنیدم می گفت

خاک است هوایتان مراقب باشید

خاک است هوایمان جناب مسئول!

خاک است, کمی به فکر مردم باشید




سه شنبه 93/11/7
ن : سید ابراهیم آل رضا نظرات ()

مــیهمـــان شــــــــــــــــوم!

کلمات کلیدی :

هوا بس ناجوانمردانه خاک است              تنفس بی ریا اینجا ملاک است

باز آمدی میهمان شوم ناخوانده! ای بی رحم... که بی مهابا در جانمان  نفوذ کرده ای. سفیدی محض درونت سرخی گلویمان را نشانه گرفته و عرصه را برای تنفس تنگ کرده است. وصله ای شده ای به جانمان ای بی خانمان! نمی دانیم تاوان کدامین گناهمان دامنگیر کودکانمان این فرشته های لطیف آسمانی اهدایی خداوند شده است. کبودی بدن های کودکانمان حاصل چوب زدن کدام  بی تدبیری است! خس خس سینه شان وقتی ثانیه هایی را بریده بریده تنفس می کنند محصول کدام اندیشه نابخرد است. سرطان... این دشمن غاصب که وجودشان را غصب کرده تا جانشان را بستاند محصول کدامین بذر ناپاشیده است. تنفسشان...آی تنفسشان که پیوستگی را فراموش کرده و نسیم روحشان را خاموش تزویر چه کسی است؟

میهمان شوم

آی مردم خوزستان... ای آنانکه قلبهایتان سرشار از عطر و بوی معطر مهر است، آی نیک اندیشان عاشق، ای مهربانان که فرزندان برومندتان اکنون بر روی تخت های سرد بیمارستان های شهر مردگان  از شدت درد به خود پیچیده و لحظه ای نخوابیده است، بیایید تا با هم "آدم خاکی" درست کنیم که دستمان به "آدم برفی" نمی رسد! 





سه شنبه 93/6/4
ن : سید ابراهیم آل رضا نظرات ()

برکت در حرکت

کلمات کلیدی :

برخی قدیمی های اهل دل می گویند برکت دارد در زندگی کمرنگ می شود؛ شوربختانه درست می گویند. رعیت کوچه بازاری باصفای گذشته زندگی بسیار ساده و بی دغدغه ای داشتند، شب ها زود می خوابیدند و خروس خوان صبح بیدار می شدند.زندگی در رگ و ریشه ی زمین های خاکی و دیوارهای سیمانی و خشتی شهر و روستا جریان داشت.تو گویی که دیوارها روح دارند و با آدم ها سخن می گویند.من اما اهل قدیم نیستم لکن هر چه می گویم و می دانم شمه ای از دریای بی کران خاطرات آدم های سابق است که هنوز بوی خوش سادگی را می توان از آن استشمام کرد.گاهی وقت ها که با این اهالی همبرکت در حرکت صحبت می شوم بعد از کلی تنفس عمیق و آه و افسوس، می آیم و آن ها را می نویسم تا همواره این خاطرات زنده بماند و مجالی باشد تا قدری به گذشته خود رجوع کنیم و بخوانیم ناگفته های آن هایی را که هنوز در میان ما هستند.

 

 یکی از قدما می گفت ما کسب و کار را با نام خدا آغاز می کردیم و دلهامان صاف بود و خدمت به مردم در ذاتمان بود چرا که نگاه مادی نداشتیم و مردم را وابسته ی یکدیگر می دانستیم.کرکره دُکان را که باز می کردیم یاعلی می گفتیم،تحرکی داشتیم و با جمله "از تو حرکت از خدا برکت" مأنوس بودیم و بدان اعتقاد قلبی داشتیم. هر روز صبح در دُکان را آب پاشی می کردیم و در مسیر خانه تا حجره هایمان با مردم شهر سلام و احوال پرسی داشتیم و جویای اوضاع زندگی یکدیگر می شدیم و البته همواره به مشکلات رسیدگی می کردیم.صله ی ارحام از اصول همیشگی زندگی ما بود و همواره انجام می شد و صرفاً مربوط به ایام عید نبود.حالا اما خیلی فرق کرده است،چرا که مردم،آدم های قدیم نیستند و در مادیات زندگی غرق شده اند.سطح توقعشان بالا رفته و به حق خود قانع نیستند.فراموش کرده اند که روزیشان را خدا می دهد.همواره می شنوم که می گویند از صبح تا به شب در حال دویدن هستیم و هر چه تلاش می کنیم به جایی نمی رسیم.حالا این دویدن چگونه است که سرانجام خوشی ندارد و به جایی هم نمی رسد دلیلش را نمی دانم!

اگر نگاه منصفانه ای داشته باشیم درمی یابیم که قدیمی ها درست می گویند.دویدن اگر با هدف و با دل و نیت و باطن صاف باشد نتیجه می دهد،اگر برای رضای خدا و رفاه مردم باشد اثر دارد.اگر می خواهیم برکت به زندگی مان برگردد کافی است یک بار پای صحبت های بزرگان بنشینیم و برای سخنان آن ها احترام قائل شویم و قدری به توصیه ها و تجربه هایی که داشته اند توجه کنیم تا بتوانیم همانند آن ها خوب زندگی کنیم.

سعدی علیه الرحمة می فرماید :

کریما بـه رزق تـو پرورده ایم             به انعام و لطف تو خو کرده ایم  

لینک این مطلب در پایگاه خبری شـــوشـــان




جمعه 93/4/20
ن : سید ابراهیم آل رضا نظرات ()

چیزی شبیه دعا!

کلمات کلیدی :

امام رضاهمچون قفلی بسته می مانم که کلیدش دست صاحبش باشد!

دهانی بسته و زبانی محبوس دارم.

سکوتی محض سراسر وجودم را احاطه کرده،همچون دریایی که در حوض آبی می خروشد و همچون آسمانی وسیع که در قاب پنجره نمی گنجد!

خسته ام از خویشتن..

شاید نیازمند نگاهی خاص باشم از جنس نور تا از این تن ملول رهایی یابم،شاید نیازمند  پرواز باشم بر بال فرشتگانی که تا عرش سفر می کنند.
باید لب به سخن بگشایم، اما چگونه... نمی دانم.

سخن از سفر به پیش آمد...شاید کلید این قفل بسته در سفر باشد،در زیارت باشد... در بارگاهی آسمانی،ملکوتی و نورانی؛خلاصه... قطعه ای از عرش بر روی فرش!

بارالها به ما توفیق زیارت اهل خانه ات را عنایت فرما،شاید به واسطه  آن ها مُهر عشق بر سینه ما نقش بندد.

شاید اهل شویم...

شاید، به خانه ات راه یابیم.

آمین




جمعه 93/4/6
ن : سید ابراهیم آل رضا نظرات ()

برنامه های رادیویی

کلمات کلیدی :

آرم شبکه خوزستان برنامه "لحظه های اجابت" عنوان برنامه ای است که از شبکه استانی صدای  مرکز خوزستان پخش می شود.این برنامه با هدف ایجاد فضای معنوی برای مخاطبین و ارائه اطلاعات مذهبی در آستانه لحظه های ناب اذان ظهر تهیه و پخش  می گردد .از بخش های مختلف این برنامه می توان به  موضوعاتی در حوزه  معارف اسلامی ، کارشناسی مسائل مذهبی ،آموزش احکام ، بیان معجزات قرآنی ، مطالبی در خصوص اهمیت نماز ، نیایش و دعا اشاره داشت.بحث های  حوزه معارف به لحاظ نزدیک شدن به اذان ظهر از اجزاء اصلی برنامه به حساب می آیند که با توجه به اهمیت آن به شکلی هنری تهیه و تولید می گردند.ازدیگر قسمت هایی که در این برنامه به آن پرداخته می شود توضیح احکام شرع مقدس اسلام می باشد که در این باب موضوعاتی توسط مدرس حوزه علمیه  آماده و به شنوندگان برنامه ارائه و با  ذکر مثال های مختلف به تبیین و تشریح مسائل پرداخته می شود.

همچنین در راستای پاسخ گویی به مسائل شرعی مخاطبین، بخش کارشناسی با حضور کارشناسان متبحر استانی از دیگر اجزاء پر مخاطب برنامه می باشد که معمولا مسائل و احکام بر اساس تماس های تلفنی و یا پیامک های ارسالی انتخاب و پاسخ گویی می شود.پخش تواشیح و ادعیه نیز از دیگر بخش های برنامه لحظه های اجابت است.
این برنامه در ایام هفته یعنی از شنبه تا پنج شنبه پیش از اذان ظهر به مدت 25 دقیقه قرار است با گویندگی من پخش می شود  و با افتخار در خدمت شنوندگان فهیم و فرهیخته هم استانی و همه ی شنوندگانی که از طریق فرکانس های ماهواره ای برنامه را دنبال می کنند خواهم بود.لازم به ذکر است اعلام برنامه جزءخانی قرآن کریم در ماه مبارک رمضان و همچنین اعلام پخش برنامه های رادیویی از دیگر موضوعاتی است که اجرا خواهم نمود.

 




<      1   2   3   4      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز